يحيى دولت آبادى
265
حيات يحيى ( فارسى )
ممهد است ملت خوب ميداند كه هرچند اين اعلام بنام اعليحضرت محمد عليشاه انتشار يافته باشد و نسبت او را به شخص شخيص سلطنت بدهند باز حقيقت امر غير از اين است يعنى همانطوريكه در كليه امور چند نفر خائن بىايمان اطراف دربار سلطنت را گرفته و در تصرف امور دولتى احق و اولاى از شخص پادشاه شدهاند در اين اعلام نيز عقايد شخص خود را بنام مقدس اعليحضرت در انظار ملت جلوه ميدهند ظاهر اعلام مزبور بطور ابهام از عدهئى مغرضين نامعين و لزوم اقدام دولت در طرد يا قتل آنها حكايت مىكند بهترين دليلى كه عدم انتساب اين اعلان را به شخص اعليحضرت مدلل مىكند همان خوف عمومى است كه از ابهام اين مقصد و عدم تعيين مغرضين در ملت توليد مىشود چه معلوم نيست كه مقصود از اين مغرضين كيانند اگر مراد از اشخاصى است كه در استحكام اساس مشروطيت يعنى مايهء اميدوارى و اصل و ضامن حيات و بقاى ايران در مدت اين دو ساله اقدامات كردهاند همه ملت ايران جز معدودى از خائنين دربارى داخل در اين عنوان ميباشند و احدى نيست كه از اين دايره خارج و مستثنى باشد و اگر مراد اشخاصى باشند كه حقيقة خائن و مغرض و مايهء فساد ميباشند آن هم در صورتى كه مملكت داراى سلطان و مجلس شورى و كابينه وزراء و وزارت عدليه مىباشد و قانون اساسى مملكت موشح به قسم و امضاى اعليحضرت پادشاه شده است همهكس را فقط بيك احضارنامه عدليه ميتوان حاضر كرده موافق اساس شرع و اصول مشروطيت پس از استنطاق و محاكمه بمجازات خود رسانيد و وقتى كه مبهم و غير معلوم اسم مغرضين برده شود ناچار هر كس تصور مىكند كه خود او يا يكى از بستگانش داخل در آن زمره مىباشد و يقين است كه در اين صورت اطمينان از عموم ملت سلب شده و خوف و دهشت بر همه مستولى گرديده بالاخره از اجتماع قوى و ضديت با فناء و اضمحلال خود و بستگان مجبور ميشوند و چنان كه گفتيم البته شخص اعليحضرت كه قلب مباركش نمايندهء رحمت خداوند متعال است هيچوقت بانتشار چنين لايحه راضى نشده و به اين وحشت عمومى تن نخواهند داد و بلاشك همين اعلان نيز يكى از اعمال خائنين درباريست كه در اين مدت يكسال و نيم آنى باتحاد دولت و ملت راضى نشده و با تمام قوا در تفريق و